تا نگاه می کنی وقت رفتن است...
باز هم همان حکایت همیشگی...
پیش از آنکه باخبر شوی...
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود...


عزیزان سلام...
روز ولای حیدر :عید سعید غدیر خم رو به همتون تبریک میگم...
![]()
امروز به لطف خدا ، در این روز فرخنده و به یاد ماندنی آخرین برگ از دفتر
اولین وب هواداران سهیل محزون در حالی که حدود یک سال و ده ماه و
بیست و پنج روز از آغاز به کارش می گذره ورق می خوره و...
و دفتر اولین وب هواداران سهیل محزون بسته میشه...
توی نظرات شما عزیزان کامنت جالبی رو خوندم...دوستی به نام خانم
سمیه پرسیده بودن : رفتین که بیاین؟!
بله دوست عزیز...رفته بودم که بیام...اما...امروز اومدم که برم...
می دونم...
منتظر دیدن این پست نبودین...شاید خودم هم انتظار نوشتن همچین پستی
رو نداشتم!
اما...اما همیشه همه چیز اون طوری که ما انتظار داریم پیش نمیره...و تقدیر
جور دیگه ای برای ما رقم می خوره...
*یادمون باشه که دنیا محل گذره و این قانون دنیاست...هیچ چیز توی این
دنیا همیشگی نیست و تنها خداست که همیشه باقی و جاودانه...

دوست ندارم که برای دلیل پایان کار وبلاگ ، جمله ی کلیشه ای و تکراری :
هر شروعی پایانی داره رو به کار ببرم...اما این جمله حقیقتیه که هیچوقت
نمیشه انکارش کرد...بله دوستان...برای هر آمدنی ، رفتنی و برای شروعی
پایانی هم هست و امروز ، پایانِ شروعِ اولین وب هواداران سهیل محزونه...
*خدای بزرگ...خدای مهربون...شکرت...شکرت که اولین وب هواداران سهیل
محزون از 29 دی ماه 1387 تا امروز که نزدیک به دو سال از شروع به کارش
می گذره به بیشتر وعده هایی که به دوستاش داده عمل کرده و خلف
وعده ای نکرده...و تونسته بیشتر دوستاشو راضی نگه داره...و زمانی به
کارش پایان میده که بیشتر همراهانش دوستش دارن... و از روزی که افتتاح
شده "29 دی ماه 1387" تا روز پایان کارش" 4 آذرماه 1389" دوستان و
رُفقای زیادی رو پیدا کرده...دوستان زیادی که تک تکشون در به یادگار موندن
تک تک خاطرات وبلاگ سهیم بودن...
*رفقایی که از صمیم قلب و با تمام وجود ، وبلاگ رو دوست داشتن و
همیشه ، پست به پست ، وبلاگ رو همراهی می کردن و همیشه نسبت به
وب و مدیریت وب لطف داشتن!!! و رفقایی که وبلاگ رو دوست نداشتن ...
اما باز هم وبلاگ رو همراهی می کردن و نظر میدادن!!!
* رفقایی که مدیریت مجهول وبلاگ رو سنگ صبور و محرم اسرار
می دونستن... و درد دلاشون و حتی اسرار زندگیشون و مشکلاتشونو به
صورت خصوصی با مدیریت وب که نمی شناختنش در میون میذاشتن!!!
*رفقایی که حتی در رازو نیازها و سفرها و زیارت هاشون هم به یاد وبلاگ
بودن و با دعاها و سوغاتی های آسمونیشون مدیریت وبلاگ رو خجالت زده
می کردن...
* عزیزان همیشه همراه...مطمئن باشین که یاد و خاطره ی شما رو
هیچوقت از خاطر نمی برم و دلم برای تک تک شما همراهان همیشه
صمیمی تنگ میشه...امیدوارم که شما هم توی خونه تکونی های دلتون ما
رو دور نریزین...
*باعث افتخار و خوشحالیه که آمارگیر وبلاگ نشون میده اولین وب هواداران
سهیل محزون از آغاز تا امروز دوستان و همراهان زیادی رو از سراسر جهان
داشته...همراهانی از کشورهای :
جمهوری اسلامی ایران ، برزیل ، امریکا ، انگلستان ، کویت ، کانادا ، لهستان ،
بلژیک ، نروژ ، ترکیه ، استرالیا ، آلمان ، امارات ، ژاپن ، روسیه ، اوکراین ،
اتریش ، دانمارک ، عراق ، سوئد ، هلند ، فرانسه ، افغانستان ، مالزی ،
جمهوری چک ، هند ، قطر ، عربستان ، قبرس ، ایتالیا ، اسپانیا ، چین ، پرتغال
، صربستان مونته نگرو ... و کرواسی

دم همه ی رفقا و دوستان باحال و بامرام و بامعرفت وبلاگی گرم...

![]()

*خدا رو چه دیدین؟! کار خداست دیگه...شاید روزی ، جایی ، گذر من به گذر
شما بیفته یا گذر شما به گذر من بیفته و از کنار هم عبور کنیم...یا حتی چند
کلمه ای رو هم با هم رد و بدل کنیم...بدون اینکه همدیگه رو بشناسیم...
![]()
دوستان قدیمی وبلاگ می دونن...من عادت به خداحافظی کردن ندارم...
*اما...بهتون قول داده بودم که اگه روزی قرار بر رفتن باشه بی خداحافظی
نرم...
الوعده وفا...امروز اومدم که به قولم عمل کنم و باهاتون خداحافظی کنم...
*خدای بزرگ رو شکر می کنم که فرصت این خداحافظی رو به من داد و این
سعادت بزرگ نصیب وبلاگ شد که پایان کارش مصادف با عید بزرگ غدیر
باشه...
* عزیزان... بنا به دلایلی از جمله مشغله ی فراوونی که برام پیش اومده
دیگه قادر نیستم که وبلاگ رو مدیریت کنم...و نمی رسم که وبلاگ رو به روز
کنم... یا نظرات شما دوستان رو پاسخ بدم و تأییدشون کنم...من خودم رو
نسبت به وبلاگ مسئول می دونم...این احساس مسئولیت به من میگه
شایسته نیست که با تأخیرها و غیبت هام شرمنده ی شما عزیزان بشم...
و دور از انصافه که شما عزیزان همیشه چشم انتظار باشین که پست
جدیدی توی وبلاگ قرار بگیره و یا نظراتتون تأیید بشه...
به همین دلیل امروز اولین وب هواداران سهیل محزون به کار خودش پایان
میده...
*با درک و شعور بالایی که در شما عزیزان سراغ دارم و این بارها برای من
ثابت شده مطمئنم که درک می کنین...
اما...
*قبل از خداحافظی لازمه که به رسم ادب از تک تک شما عزیزانی که از
"29 دی ماه 1387 " تا "4 آذر ماه 1389" با اولین وب هواداران سهیل محزون
همراه بودین حلالیت بطلبم...
![]()
*اول از سهیل محزون به خاطر همه ی همکاری هاش با وبلاگ خودش تشکر
می کنم و می خوام که منو حلال کنه... به خاطر اینکه توی مدت فعالیت
وبلاگ برای به روز شدن پست ها خیلی اذیت شد...
*برای سهیل محزون در لحظه لحظه های زندگی آرزوی موفقیت و
شادکامی می کنم...
* دوست داشتم که نام تک تک همراهان وب رو ببرم و اینطوری از تک تک
شما عزیزان طلب حلالیت کنم...اما...از اونجایی که ممکن بود اسامی بعضی
از دوستان که از ابتدا با وب همراه بودن از قلم بیفته و شرمنده ی این عزیزان
بشم اینکارو نکردم...
دوستان...رُفقا ...همراهان...عزیزان...از همراهی های صمیمانه ی همتون
ممنونم...توی مدت فعالیت وب اگه ناخواسته جمله یا حرفی در وبلاگ بود که
باعث شد قلب کسی به درد بیاد و یا اگه درخواستی داشتین که در حد توان
من نبود و نشد که انجامش بدم معذرت می خوام...لطفاً حلال کنین...
*امروز سرزدن به وبلاگ های همه ی دوستان برام مقدور نبود... از شما
عزیزانی هم که نتونستم به وبلاگ هاتون سر بزنم معذرت می خوام...
خب...
کم کم دیگه وقت خداحافظی و رفتنه...
![]()
در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر...
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد...
عشق ها می میرند...
رنگ ها رنگ دگر می گیرند...
و فقط خاطره هاست...
که چه شیرین و چه تلخ...
دست ناخورده به جا می ماند...
![]()
*همه ی شما عزیزان رو به بهترین هوادار دنیا :
خدای منان و مهربون می سپارم...
/التماس دعا/
و...
خدانگهدار... ![]()

سلام...
فرا رسیدن ماه میهمانی خدا...ماه نزول قرآن و ماه آسمانی شدن رو به
همتون تبریک میگم...
*دوستان... در چهلمین پست اولین وب هواداران سهیل محزون شعری
رو می خونید به نام "ماه خدا" ... که این شعر رو "سهیل محزون" سال
گذشته سروده...
و اگه یادتون باشه این شعر به صورت آوانما در برنامه عصر بخیر بچه ها تولید
و پخش شد...
* تقدیم به همه ی شما میهمانان ماه خدا *
اینجا همون جاییه که... هیچ وقت دلت نمی شکنه...
به جز صدای ربنا... هیچ گوشی حرف نمی شنوه...
اینجا همون شهریه که... تو کوچه هاش پر از صفاس...
موقع افطار که میشه... بوی خدا تو سفره هاس...
اینجا همون آسمونه... ستاره داره بی شمار...
اَبراش پر از عِطرِ نسیم... خورشید داره چه با وقار...
اینجا شَباش یه جوریه... که غمهات از یادت میره...
وقتی خوابت نمی بره... خدا برات قصه میگه...
اینجا همون ماهیه که... دلت می خواد هیچ وقت نره...
دستشو می خوای بگیری... تا تو رو همراش ببره...
اینجا همون جاده ایه... که آخرش راه خداس...
راهی پر از صدای عشق... اینجا همون ماه خداس...
/ سهیل محزون /

*از "سهیل محزون" به خاطر همکاری های صمیمانه برای به روز
رسانی پست"ماه خدا" تشکر ویژه ای می کنم...
*همچنین تشکر ویژه ای دارم از همه ی شما عزیزانی که همیشه
با اولین وب هواداران سهیل محزون همراه هستین...
و راجع به وبلاگ نظر میدین...پیشنهاد میدین و انتقاد می کنین...
*دوستان عزیز... فراموش نکنین که پیشنهادات و انتقادات
سازنده ی شماست که وب رو برای پیشرفت یاری میده...
ممنون از همه ی شما عزیزان...
*سر سفره ی ضیافت الهی ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نذارین*
همراهان همیشگی ، سلام...
فرا رسیدن ماه مبارک و پر فیض شعبان رو به همتون تبریک میگم...
امروز به لطف خدا با یه خبر جشنواره ای اومدم...
*همون طور که می دونید" اولین جشنواره ملی جوان ایرانی" به تازگی
برگزار شد...
بخش هنرهای نمایشی این جشنواره میزبان نمایش " فیل آبی " به
کارگردانی " مازیار ملکی" بود که " سهیل محزون " در این نمایش به عنوان
بازیگر حضور داشت...لازمه بدونید که اختتامیه بخش هنرهای نمایشی
اولین جشنواره ملی جوان ایرانی شنبه 26 تیر ماه 1389 در تالار اصلی
مجموعه ی تئاتر شهر برگزار شد و نمایش " فیل آبی " چندین جایزه رو
در این جشنواره ازآن خودش کرد...
![]()

*به گروه نمایش " فیل آبی" به خاطر کسب این موفقیت ها تبریک و خسته
نباشید میگم... و از " سهیل محزون " به خاطر این اطلاع رسانی و
همکاری های صمیمانه ای که با وبلاگ خودش داره تشکر ویژه ای
می کنم...
* صحبتی هم دارم با شما عزیزانی که درباره نمایش " زمین " سؤال
می کنین...دوستان...از اینکه صمیمانه اولین وب هواداران سهیل محزون رو
همراهی می کنین و پیگیر اخبار وبلاگ هستین ازتون ممنونم...فعلاً اطلاعات
دقیقی از این نمایش به دستم نرسیده تا إن شاء الله به اطلاعتون برسونم...

*پیشاپیش فرا رسیدن نیمه شعبان و میلاد با سعادت منجی عالم حجت
بن الحسن ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) رو به همه ی شما عزیزان
تبریک میگم...و آرزومیکنم که روزهای شادی داشته باشین...
![]()
یا صاحب الزمان!
سوسوی ستارگان آسمان در التهاب انتظار فرج توست...پس بیا و آسمان و
زمین را گلستان کن که خانه ، خانه ی توست...
/ التماس دعا /

امیدوارم که حال همگی خوب باشه...و تابستان گرم و شادی داشته
باشین...دوستان ، امروز به لطف خدا با یه سورپرایز ویژه اومدم...
* یک خبر : " قصه های خوب ، برای بچه های خوب " نوشته ی
"مرحوم مهدی آذر یزدی" : پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان صوتی شد!
ممکنه بگین که خب این خبر چه ربطی به این وبلاگ داره؟!
عجله نکنین!!!
خدمتتون عرض می کنم...
برای اینکه متوجه ارتباط این خبر با اولین وب هواداران سهیل محزون
بشین روی لینک نوشته ی زیر کلیک کنین و فایل صوتی کم حجمی رو که
برای دانلود قرار دادم ،دانلود و save کنید و بشنویدو بعد از شنیدن فایل با
ادامه پست همراه باشین...
بله دوستان..."مردی که یکی را دو تا می دید" عنوان یکی از مطالب کتاب
" قصه های خوب ،برای بچه های خوب" ، جلد هفتم / قصه های گلستان و
مُلستان / نوشته ی : مرحوم مهدی آذر یزدی که با صدای :
سهیل محزون و صدا برداری ، انتخاب موسیقی و میکس : سپهر
عباسی در استدیو : راک فیلم تهیه و تولید شده و مدیر تولید این اثر:
فاطمه محمدی هست که هم اکنون به صورت کتاب صوتی منتشر شده و
هم اینک یار بی زبان ، خود با شما سخن می گوید...

* شما عزیزان می تونید CD کامل این اثر و کتابچه همراهش رو از فروشگاه
های کتاب در سراسر کشور تهیه کنید...
* از طرف خودم به سهیل محزون به خاطر این اتفاق تبریک میگم...
* و از همه شما همراهان عزیز و صمیمی ای که همیشه با اولین وب
هواداران سهیل محزون همراه هستین ، صمیمانه تشکر می کنم...







زندگی ، فهم نفهمیدن هاست...
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود...
تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست...
آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست...
فرصت بازی این پنجره را دریابیم...
در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم...
پرده از ساحت دل برگیریم...
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم...
/کیوان شاهبداغی/
